داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در داستان میخوانیم: «اواسط پاییز بود. هنوز معلم تاریخ به کلاس نیامده بود. «الیاسی» وسط کلاس فریاد میزد: امروز امتحان بی امتحان. ناگهان کلاس مثل بمب منفجر شد. «المیرا» جیغ خوشحالی کشید و بلند شد: آخ جون! من امتحان نمیدم. «الیاسی» با خوشحالی به او نگاه کرد. ایول پس هیچکس ضایع بازی در نیارهها و به نیمکت «آترین» و «مهشاد» نگاه کرد. «مهشاد» بیاعتنا به کلاس، کتاب تاریخش را میخواند».