داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
پریا آریامهر بعد از مرگ مادرش، در کنار پدری مهربان و دلسوز، در تهران بزرگ میشود. پدر، مانند مادری دلسوز او را راهنمایی میکند و فراز و نشیبهای زندگی را برای او توضیح میدهد. پریا به اصرار پدر برای تحصیل در دانشگاه به شیراز میرود و با بهاره و ساحل همخانه میشود. او با سینا برادر ساحل، آشنا میشود و سینا عشق صادقانة خود را در تبق اخلاص گذاشته و تقدیم پریا میکند، اما پریا با وجود این که شعلههای عشق در درونش زبانه میکشد، سکوت اختیار میکند. شیدا برای او شرط میگذارد که بین او و غرورش یکی را انتخاب کند. آشنایی او با سینا فصل جدیدی در زندگی او میگشاید تا به واسطة او عشق واقعی و خالص را تجربه کند.