داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان، سرگذشت "عطرین"، "صفیه" و "کوکب" است. داستان زندگی سه نسل متفاوت: دختر، مادر و مادربزرگ. "کوکب" در روستایی از توابع خراسان در کنار مردش، کربلایی قنبر با دخترهایش و "بیبی سید" گذران زندگی میکند. ششمین دختر کوکب، طعمهی خروس لاری میشود و چشم کوکب با مشاهدهی این صحنهی دلخراش، به روی زندگی همیشه بسته میشود. "صفیه" ـ دختر نسل دوم، بعد از مرگ مادر، پرستاری خواهران کوچکش را به دوش میکشد، اما صفیه باید شوهر کند. او با نادر ـ پسر لاقید کدخدای ده ـ چون پدرش اینگونه میخواهد، ازدواج کند و پس از ازدواج به دور از خواهران قد و نیمقدش راهی تهران میشود. راهی شهری بیدر و پیکر فقط به پشتوانهی شوهرش که فردی است سرکش و رفیقباز. حاصل این ازدواج، دختری است با نام "عطرین" که مسیر زندگیاش با آمدن "امیر" تغییر میکند.