قطعههای ادبی - قرن 14
قطعههای ادبی - قرن 14
"اسرار چون نیتهایی که سر به سوی ابدیت دارند، در رفت و آمدند؛ تکان نخوریم، به سکوت محض، کلامی ندوانیم. به اندیشۀ نور و نفس و اکسیژن اشاره نکنیم، سهم زمان را از گذر خاموش کنیم. حسی بالاتر از زمین فرا رسیده است. شانههای زمین سبکبال شده است. شوق در دل یک عاشق، چون بال فرشتگان پرمیگشاید. مکان جابهجا شده است؛ به دل پا نهاده است؛ هیچچیز در قالبی نیست؛ صورت سیلی نرم شده و نوازش را بوییده است، خاموشی اگر قدم بردارد، لحن شیرین استمرار جاودانگی ترک برمیدارد؛ ضربآهنگ این شور و شعف را خاموشانه به خلوتگاه خود آوریم". متن مذکور بخشی از قطعۀ ادبی "خلوتگاه" است که به همراه قطعاتی دیگر از نگارنده در کتاب حاضر به چاپ رسیده است. کتاب زبان حال کسی است که میخواهد دیگران را در خوشبختی خود سهیم سازد و خود را نسبت به آزادی، صلح، آرامش و عشق به دیگران متعهد میداند. عناوین برخی از قطعات عبارتاند از: اشتیاق؛ خوشبینی؛ هوای دل؛ اذن ورود؛ قلب تماشا؛ مونس؛ خوشههای فکر؛ امید و تعهد؛ حرمت آب؛ و صلابت.