داستانهای کلمبیایی - قرن 20م.
داستانهای کلمبیایی - قرن 20م.
کتاب حاضر، چندانکه از نامش پيداست گزارش يک مرگ است! يا به عبارتي، گزارش قتل جواني سرمايهدار و دورگه به نام «سانتياگو». اما نکته اين است که اين کتاب نه يک کتاب پليسي و کارگاهي بهحساب ميآيد و نه حتي روند داستان بهگونهاي است که بخواهد کنجکاوي مخاطب را در مورد چگونگي وقوع قتل برانگيزد، چراکه تقريباً روايت داستان روندي معکوس دارد و در همان آغاز تقريباً ما متوجه ميشويم که چه اتفاقي رخ داده؛ اما درعينحال نويسنده با رفت و برگشتي متناوب بين گذشته و حال، و روايت ظريف و دقيق ماجرا از زبان اهالي دهکده، ما را دچار حيرتي عميق و درعينحال باورپذير ميکند؛ چراکه طي داستان ما متوجه ميشويم که گويا هرگز مرگ اينچنين خود را از پيش اعلام نکرده بود.