داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
تو محلهای که من زندگی میکنم، به هیچ وجه نباید همچنین موجودی پا به عرصهی وجود بذاره؛ وگرنه هر روز باهات کاری میکنند که از نفس کشیدنت پشیمون بشی. در و دیوارهای سیمانی و آسمون غبار گرفتهی شهر، ترنس ها رو پس از می زنه. اینجا باید یا دختر باشه یا پسر. هیچ وقت نباید بلاتکلیف باشیم. هیچ وقت... دوستم النازه... خانوادهام النازه... همه دنیام هم النازه... من نیازی به هیچ کس و هیچ چیز ندارم...