داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات بازیهای با توپ
داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات بازیهای با توپ
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي از ماجراهاي ايستگاه جنگلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم:«خرسي که با تشويق بچهها شير شده بود، رفت عقب و آمد جلو و يک شوت محکم جانانه زد. توپ به طرف دروازه رفت. زري زرافه هم با صداي تشويق بچهها شير شد و پريد هوا و دستش را مشت کرد و يک ضربه جانانه به توپ زد. توپ از کنار دروازه گذشت؛ بالا رفت و بالاتر رفت و اتفاق بدي افتاد».