داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
حكايت اين رمان از جايي شروع ميشود كه «ترلان» دخترك نابينا كه همه او را به خاطر محدوديتش ترك كردهاند به نيويورك سفر ميكند تا با جراحي يك بار ديگر دنيا را ببيند، اما وقتي در نيويورك چشمانش يك بار ديگر اين دنياي رنگي را ميبيند تنها «ارشان» كنار اوست، دوستي صميمي و خوب كه هميشه با اوست و هيچگاه او را تنها نگذاشته است. ترلان كه تازه دنيا را حس كرده است به ناگهان متوجه ميشود كه «كاوه» نامزدش تحت تعقيب پليس است و ...