داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين رمان از زبان دختري به نام «درسا» روايت ميشود. درسا دانشجوست و با يكي از همكلاسيهايش در يك پروژه دانشجويي همكاري ميكند. «برديا» بدون اطلاع درسا بنابر دلايلي از ايران ميرود. درسا به شيراز رفته و در آنجا مشغول تحصيل ميشود. پس از مدتي درسا با پسري به نام «رضا» كه قبلا سابقه تلخ شكست را تجربه كرده، آشنا شده و با او ازدواج ميكند. روزها ميگذرد تا اينكه رضا و درسا به خاطر شرايط كاري رضا به تهران ميآيند. درسا در جمعي دوستانه برديا را ميبيند و ... .