داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان روایت زندگی دختری است که دیگران او را شوم میپندارند ، او که (( ماری )) نام دارد چهرمین فرزند خانواده است .هنگام تولد (( ماری )) برادر سه سالهاش (( دانیال )) میمیرد .اعضای خانواده علت مرگ او را از بد قدمی (( ماری )) میدانند .خانواده او که روستاییانی مهاجر هستند در خانهای اجارهای زندگی میکنند . پدر به دنبال یافتن کار مجبور به ترک روستا میشود.آنان در خانهای اجارهای روزگار سختی را سپری میسازند .پس از مدتی صاحب خانه آنها را از خانهاش بیرون میکند .پدر و مادر تمام بدبختیهای خود را به (( ماری )) نسبت میدهند .خواهر و برادرهایش نیز به علت تلقین بزرگترها نسبت به او بدبین میشوند و ... 77C22103::ـ ژاک و اربابش (( ژاک و اربابش )) عنوان نمایش نامهای است که براساس رمان (( ژاگ قضا و قدری )) اثر (( دیدرو )) به نگارش در آمده است .موضوع نمایش سفر مبهم شخصی به نام (( ژاک )) و (( ارباب )) اوست که با بیان سه داستان عاشقانه همراه است .(( ژاک )) و (( اربابش )) در اولین صحنه حضور مییابند .آن دو عازم سفر هستند ، اما کسی نمیداند به کجا میروند .دراین سفر (( ژاک )) داستان عاشقانه خود را با (( ژوستین )) بیان میکند ;همچنین (( ارباب )) به ماجرای دل دادگی خود و ((آگات)) اشاره مینماید .(( ژاک )) به خانه پدرخواندهاش میرود .او در آنجا (( ژوستین )) را میبیند و شیفته او میگردد.(( بیگر جوان )) ، برادر ناتنی (( ژاک )) ، (( ژوستین )) را دوست دارد .دراین کشمکش (( ژاک )) موفق میشود تا دوستی (( ژوستین )) را جلب نماید .پس از پایان یافتن سخنان (( ژاک )) حکایت عاشقانه خودش را با (( آگات )) شرح میدهد و ...