انسانشناسی فلسفی نهادهای اجتماعی
انسانشناسی فلسفی نهادهای اجتماعی
به طور کلی سه دیدگاه فلسفی و همچنین روانشناسانه دربارة ماهیت انسان وجود دارد: نخست آن که انسان به طور فطری موجودی بدسرشت است. این دیدگاه به مکتب گناه نخستین موسوم است که مبنا را بر شرارت ذاتی انسان قرار داده و دخالت جامعه را در ارشاد و هدایت افراد لازم و حتمی میداند. نمایندة این مکتب توماس هابز، فیلسوف انگلیسی است. در دیدگاه دوم انسان به طور فطری موجودی نیکسیرت است و نمایندة این مکتب نیز ژان ژاک روسو، فیلسوف فرانسوی است و سوم آن که انسان به طور فطری نه بد است و نه خوب است. نمایندة این مکتب نیز جان لاک، فیلسوف انگلیسی است. نگارنده در کتاب حاضر با توجه به دیدگاههای مذکور دربارة ماهیت انسان، به نقد رفتار انسان در جامعه با تکیه بر آراء توماس هابز و روسو پرداخته است. وی در کتاب در پی آن بوده تا دریابد انسان از دیدگاه این دو فیلسوف چگونه است. برخی مباحث کتاب عبارت است از: مطالعة اجمالی تاریخ جامعهشناسی دربارة انسان، مراحل فراگشت جوامع، زیستنامة هابز و روسو، و بررسی وجوه اشتراک و افتراق دیدگاههای این دو فیلسوف و دیدگاههایشان دربارة اقتصاد، دین و سیاست.