داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان روایتی عاشقانه از زندگی دختری به نام «باران» است. باران دختر «عزیز» و «گوهر» است. عزیز و گوهر عاشق هم بودند. وقتی گوهر ماجرای عشق خود و پدر باران را برایش تعریف میکند باران الگویی در ذهن خود میسازد و تصمیم میگیرد عشقی جاودانه را تجربه کند. روزها میگذرد تا اینکه یک روز در کنار دریا او دلباخته پسری به نام «طاها» میشود، عشقی که جاودانگی را برای باران به ارمغان میآورد و ... .