داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «آنها فکر ميکردند که چطور يک فيل ميتواند کوچک بشود. باز فکر کردند که يک مورچه چطور ميتواند خيلي بزرگ شود. آنها فکر کردند و نتيجه فکرشان چيزي نشد. فقط به اين نتيجه رسيدند که با نشستن ميشود درست کرد. تصميم گرفتند راه بروند و فکر کنند. آنها کنار هم راه افتادند، اما مورچه عقبافتاده و فرياد زد که لطفاً کمي آرامتر برو من هنوز اينجا ماندهام».