داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «آقاي جيبي يک کت سياه داشت. يک کت سياه مثل هم کتها، با دو تا جيب، يکي سمت راست و يکي سمت چپ. اما کت آقاي جيبي يک فرق داشت. کت او يک جيب کوچک هم داشت که هيچکس بهجز خود آقاي جيبي از آن خبر نداشت. اين جيب زير آستر کتاب حاضر او بود. آقاي جيبي هر ماه که حقوقش را ميگرفت، پولش را توي همان جيب ميگذاشت».