داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
این داستان دربارهی کتی، دختری است که با عموی خود به فروشگاه حیوانات خانگی میرود تا حیوانی بخرد. عموی کتی که به سفرهای زیادی رفته است مدام از شجاعت خود برای کتی سخن میگوید. تا این که موش کوچولویی را در دست میگیرد. عموی کتی با دیدن موش آن قدر میترسد که به روی پیشخان مغازه میپرد. کتی با خنده اسم عموی خود را روی موش کوچک میگذارد و آن را به خانه میبرد.