داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان اجتماعی حاضر، ماجرای زندگی زن و مردی با نام «پروین» و «فرهاد» است. آنها از کودکی در پرورشگاه بزرگ شدهاند و اینک در چهارمین سالگرد ازدواجشان، به دلیل باردار نشدن پروین، از پرورشگاه خانم «رحمانی»، تقاضای فرزند میکنند. پسر کوچکی با نام «ایرج» به آنها سپرده میشود. زندگی خوش آنها در کنار هم خیلی زود به پایان میرسد و فرهاد ناپدید میشود. پروین در فقر و نداری به دنبال فرهاد میگردد، اما اثری از وی نمییابد. او به ناچار برای زنده ماندن خود و ایرج دست به گدایی میزند و به خاطر ایرج و فرزندی که در شکم دارد بارها با مرگ میجنگد، او بعد از به دنیا آمدن دخترش «شیرین» ناتوان میگرد. فرهاد که قبلاً تصادف کرده و مدتی در بیمارستان بوده و سپس به جستوجوی پروین و ایرج پرداخته، به دیدارش میآید. پروین آخرین لحظات زندگی را در کنار فرهاد، ایرج و شیرین میگذراند و از دنیا میرود و زندگی برای بازماندگانش به گونهای دیگر ادامه مییابد.