داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این رمان با تولد پسری با نام "اسکندر" آغاز میشود که زیبایی مادرش ـ که از طبقهی رعیت است ـ باعث ایجاد حسادت بین خانزادهای با نام "قباد" و برادرش "نادرخان" میشود. این امر به ایجاد اختلاف در خانوادهی خان و محروم شدن قباد و به مسند خانی نشستن برادرش ـ نادرخان ـ منجر میشود. از طرفی "گوهر سیاهچشم" ـ کنیز بسیار جوان نادر ـ با حیله و نیرنگ، سلطنت (زن نادر) را مجبور به آتشافروزی میکند که باعث نابودی سلطنت، همسرش نادر و همهی خانهای اطراف میگردد. بدینطریق داستان دلدادگیهای اسکندر و ماجراهای تلخ و شیرین گوهر در طول رمان شکل میگیرد و...