آب - آلودگی داستانهای تخیلی پرندگان - داستان مرغابیسانان - داستان حفاظت محیط زیست - داستان
آب - آلودگی داستانهای تخیلی پرندگان - داستان مرغابیسانان - داستان حفاظت محیط زیست - داستان
روزی یک دسته مرغابی از برکة مخصوص خودشان در جهت جریان آب سفری را شروع کردند، اما آب رودخانه به طور عجیبی ناپدید شده بود. مرغابیها فوری با کارآگاه تماس گرفتند تا دزد را پیدا کند. کارآگاه متوجه شد خانم گربه همة آبها را برداشته است. چون او برای حمام جدیدش هر روز بیست بشکه آب احتیاج داشته است. ولی رود هنوز آلوده بود، چون در شهر خوکها هرچیزی داخل رودخانه ریخته میشد؛ زبالهها، فاضلاب، پسابهای شیمیایی کارخانهها و کوههای مزارع. بالاخره راهی برای تمیز نگه داشتن رود پیدا کردند. خانم گربه تصمیم گرفت به روش قدیمی حمام کند و خوکها راهی برای کثیفکاریهایشان پیدا کردند و سپس جشن بزرگی به مناسبت تمیزی رودخانه گرفتند. کتاب حاضر از «مجموعة زمین عزیز من» است و برای گروه سنی «ب» تهیه شده است. کودکان در این مجموعه با دوست داشتن زمین و مراقبت از آن آشنا میشوند.