داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
زمان حکومت پهلوی كه دوران خان و خانسالاري بود ظلمت و تاريكي همه جا را فرا گرفته است. «اسفنديار»، خان روستاي سرچنار، مردي قوي هيكل و مغرور است. او به زور زمينها و باغهاي مردم روستا را تصاحب كرده و به نام خود ثبت كرده است. «مرواريد»، همسر اسفنديار، دخترعموي او به زور به عقد اسفنديار درآمده و از روستاي خود به سرچنار آورده شده است. هيچكس حتي مرواريد توان مقابله با اسفنديار را ندارد تا اينكه «كمالالدين» مردي قدرتمند، با صلابت و شجاع از اهالي روستا، به خواست مردم و با كمك مرواريد نقشهاي ميكشند تا اسفنديار را به قتل برسانند و ...