داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در داستان بلند «رویای برات»، پسری با نام «برات» که پدرش را در یک سانحة دریایی از دست داده است، هر روز به امید بازگشت پدرش به لب دریا میرود. یک روز لب دریا به خواب میرود و در عالم رویا به کویر سفر میکند. در کویر با کاروان دزدها مواجه میشود و چراغ جادویی را به دست میآورد. سفر او با چراغ جادویی آغاز میشود و در این سفر حقایق گوناگونی برایش آشکار میشود که به نظر میرسد پذیرش آنها برایش دشوار است.