داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دختر نویسنده، از خوابهای خود داستان مینوشت، مدتی بود که خواب نمیدید. زیرا خوابهای او را در کافة خواب دزدیده بودند. او میبایست خوابهای دیگران را شکار میکرد و از طریق آن داستان مینوشت. او در کافة خواب که همة مشتریان به خواب میرفتند، بدون آن که خواب ببیند، به عنوان پیشخدمت مشغول به کار شد. در همین حین دو دختر جوان وارد کافه شدند و دختر نویسنده برای اجرای نقشهاش و دزدیدن خواب پریشان به آنها نزدیک شد. ماجرای دختر نویسنده و شکار خواب دیگران در این نمایشنامه به تصویر کشیده شده است.