داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دختر روزنامهنگار براي اولين بار «صادق زيباكلام» را در مناظره با «مسعود فراستي» در دانشگاه هنر اصفهان ميبيند و آن مناظره را پوشش خبري ميدهد. حالا در صدد است در موضوع رابطه ميان «سياست و هنر» بار ديگر با هر دوي آنها گفتوگو كند. فراستي از گفتوگو با دختر جوان اجتناب ميكند و زيباكلام با پيگيريهاي مصرانه دختر با او مصاحبه ميكند و موانع سياسياش را بيان ميدارد كه گويي به مذاق بسياري از سياستمداران ناخوشايند است. دختر جوان از اين گفتوگو و ديدن فيلمهاي بسيار، درصدد است تا مرز ميان واقعيت و سينما را كشف كند ...