داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر از بیست و دو داستان کوتاه با عناوینی از این قبیل تشکیل شده است: سیاه چاله، انعام، حضور، سایههای درگذر، مشعل آزادی، پشت به آینههای قدی، از پنجره به باغ، روزی با جماعت صوفیان، و... "سیاهچاله" که اولین اثر این مجموعه است شرح ماجرای دیوانگانی است در تیمارستان که همگی از بیماری بیخوابی در رنجند و هریک توهمات خاص خود را دارد و آنها را برای دیگران بازگو میکند. مردی میان این جمع است که حتی با داروی خوابآور نیز قادر به خوابیدن نیست چون ادعا میکند صدای خرخر هماتاقیش مانع خواب وی است: "مردی که صدای خرخر هماتاقیاش روی خرخرهاش ایستاده بود، از این دنده به آن دنده میچرخید. یک لحظه شنید که این خرخر از اتاق بغلی هم میآید. از کنار هر اتاقی که میگذشت صدای خرخر بلندتری میشنید. به طبقه پایین که رسید، صدای خرخر چنان گوشخراش بود که به باغ رفت ولی آنجا هم صدا رهایش نمیکرد. چشمهایش را مالید و گفت: "شاید ما در خوابهای هم بیخوابیم". وسط باغ در سیاهچاله پرید. متحیر از این که چهار انگشت او چهقدر زیاد است. انگشتهایش را جمع میکرد و پایین و پایینتر میرفت".