داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب ماجرای شگفتانگیز زنی است که مدتهاست موجودات عجیب و وحشتناکی او را اذیت میکنند. آنها همهجا هستند. او نه در خانه، نه در ویلایش و نه در محل کارش آسودگی و امنیت ندارد. او زنی است که در کارش موفق است و خیلی از مسائل را با حیلة زنانه به انجام میرساند. او در زندگی زناشویی شکست خورده و از زندگی گذشتة خود ناراضی است و چند سال است که به تنهایی زندگی میکند. با زنها زیاد صحبت نمیکند و از مردها هم برای پیشبرد مقاصدش استفاده میکند. او با غرور و تکبر به خانه میرود و با هیچکدام از همسایهها رفت و آمد ندارد. عبادت و توکل به خدا را مسخره میکند. او فکر میکند که این موجودات شاید شیطانهایی هستند که در روح و جسم او لانه کردهاند تا این که با استاد معنوی دردودل میکند و استاد به او میفهماند که روحش بزرگ شده و خواستار خداوند است و شیطان سد راه اوست. زن با آگاهی از خواستة واقعی قلب خود و دلیل وجود موجودات عجیب و ترسناک، عاشق خدا و زندگی شده و به امنیت میرسد.