داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر فراز و نشیبهای زندگی دختری به نام «یاسمن» است. «یاسمن» دختر زیبایی است که در کنار پدر و مادر، برادرش «سعید» و خواهرش «سیمین» که با «پرویز» ازدواج کرده و فرزندی به نام «میلاد» دارد، زندگی میکند. روزی او هنگام خروج از مدرسه، پسر جوان و خوش پوشی را دیدار میکند که نامش «مهران» است و به مدّت طولانی، بدون کلام، در مسیر رفت و آمد «یاسمن» قرار میگیرد. او سرانجام «یاسمن» را عاشق خود میکند امّا به زودی خیانت وی آشکار میگردد که نتیجة آن تنهاییها و بدبختیهای «یاسمن» و بدگوییهای دیگران و بر باد رفتن دورة جوانی وی است. «یاسمن» شکست خورده، بعد از تحمّل سختیها با مردی به نام «مسعود» ازدواج میکند که طعم خوشبختی را به وی میچشاند. امّا شومی اعمال خیانتکارانه «مسعود» تا اواخر عمر «یاسمن» بر زندگی وی سایه میاندازد.