داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده این داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان میخوانیم: «نمیدانم چرا اما چشمم بیاختیار به سمتش چرخید و خیره ماند. مقابل غرفه کتابهای فلسفی ایستاده بود. تنها جملهای که به ذهنم آمد این بود که او نباید اینجا باشد، اما بود. درست مقابل من همانطور آرام و مغرور و جدی. لاغرتر از قبل به نظر میرسید».