داستانهای اجتماعی تخیل در کودکان - داستان
داستانهای اجتماعی تخیل در کودکان - داستان
کتاب مصور حاضر، داستانی اجتماعی در مورد تخیل در کودکان است که با زبانی ساده و روان برای کودکان نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «دوستان قلقلی وقتی او را در حیاط مدرسه دیدند، گفتند: «بیا فوتبال بازی کنیم. گروه ما یک نفر کم دارد.» قلقلی گفت: «نه من امروز بازی نمیکنم باید برای مطالعه به کتابخانه بروم؛ شما بازی کنید.» دوستانش با تعجب به او نگاه کردند، زیرا قلقلی بازی فوتبال را خیلی دوست داشت. دوستان قلقلی وقتی رفتن او را دیدند، مطمئن شدند که باید به دنبال شخص دیگری بگردند. قلقلی وارد کتابخانه شد. بچههای زیادی مشغول مطالعه بودند. او به سمت قفسه کتابخانه رفت تا کتاب موردعلاقهاش را بردارد».