داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
امروزه اعتیاد، دامنگیر اکثر اقشار جامعه به خصوص خانوادههای مظلوم و زحمتکش جامعه شده است و همانند بیماری مسری در هر کوی و برزنی فراگیر شده و بنیان خانوادهها را متزلزل ساخته است و سرانجام، آنها را به دادگاههای خانواده کشانده و به جز جدایی، اشک، حسرت، آه و نابودی چیز دیگری تحدیدشان نکرده است. داستان حاضر با پرداختن به این موضوع روایت زندگی هنرمند و نگارگری است با نام «ملک» که شرح زندگی خود را برای شاگردش، محمد، بازگو میکند. او در این شرح از چگونگی آشناییاش با دختری از طبقة مرفه جامعه با نام «تاجالملوک» سخن میگوید و این که تاجالملوک پیشتر همسر پسر عمة معتاد خود، کسری، بوده، اما کسری به خارج از کشور رفته و تاجالملوک را تنها میگذارد و بدینترتیب تاجالملوک به طلاق غیابی تن میدهد. همچنین استاد از بازگشت کسری به ایران و کشتن تاجالملوک برای تصرف ارثیة او یاد میکند. چگونگی تشویق دوستان خود به ترک اعتیاد و کمک مادی به آنها برای شرکت در کلاسهای ترک اعتیاد و تکمیل کردن دورههای آن بخشی دیگر از خاطرات استاد است. داستان حاضر براساس واقعیت و با تلفیقی از دو زاویة دید اولشخص و سومشخص نگاشته شده است.