داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر روایتی است عاشقانه مربوط به دو نفر از ساکنان سیاره ((بوبی)) به نامهای ((جیب و حریر)). سیاره بوبی یکی از صور فلکی است که در فضای لایتناهی به دور خورشید خود میگردد .این سیاره در فاصله دوری از زمین قرار دارد .مواد تشکیل دهنده آن مانند مواد موجود در کره زمین است و موجودات آن شباهت زیادی به موجودات روی زمین دارند. تنها وجه تمایز انسانهای این سیاره با انسانهای زمینی این است که چشمهای آنان به شکل +است، درست مانند یک گل چهار برگ .قلب آنها مثل یک چراغ کوچک مهتابی است که به هنگام غمگین شدن به رنگ زرد میآید .داستان با مفقود شدن ((حریر)) از دانشگاه و سفرش به سیاره بوبی آغاز میشود .او پس از هفت سال به صورت سایهای رویایی بر یکی از دوستانش ظاهر شده، جریان دلباختگیاش به حبیب را بیان میکند .حریر در آنجا با پسری به نام حبیب آشنا میشود که در قصری با شکوه و عجیب زندگی میکند .حریر به خاطر دوستی با حبیب از علایق دنیوی خودمیگذرد .ادامه داستان با نحوه زندگی حریر و پذیرفته شدن او از جانب بوبیها شکل میگیرد.