داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
این داستان با گویش مشهدی ذیل چهار بخش نگارش یافته است :(( شغل عجیب )) ، (( شوهر دلخواه )) ، (( احسنت ...آفرین )) و (( راز )) .در داستان حاضر ، (( حاجاقا )) مردی است که در (( مشهد )) زندگی میکند .او مسافر خانهای دارد که کمک چندانی به وضع اقتصادی خانواده نمیکند .(( حاجاقا )) به طور ارثی مداح و روضه خوان است و به این کار علاقهای وافر دارد .او همچنین برای کسب ثواب اخروی و دنیوی مرده شویی هم میکند .دوستان و آشنایان بارها سعی کردهاند او را از این کار باز دارند ، اما او نه تنها این پیشنهاد را نمیپذیرد بلکه پسرش را نیز به این کار وا میدارد ، اما شغل جدید برای فرزند دشواریهایی پدید میآورد که در ادامه داستان آمده است . 77C11146::ـ مه :: (( مه )) داستان پدیدهای است مرگبار که شهرهای انگلستان را دربر میگیرد و به کشتار صدها هزار تن منجر میشود .(( پرفسور مایر )) یکی از شخصیتهای داستان است .او موفق به کشف ارگانیسمی میگردد که با ورود به گردش خون سلولهای مغز را در معرض تهاجم قرار میدهد و پس از مدتی فرد را به جنون مطلق مبتلا میسازد . (( مایر )) به منظور احتراز از چنین بلای خطرناکی ارگانیسم را درون محفظهای سربی در منطقه (( سالزبوری )) مدفون میکند .از سوی دیگر وزارت دفاع انگلیس درصدد انجام آزمایشهایی است که مخالفت سازمان محیط زیست را در پی دارد .از این رو ، دشت (( سالزبوری )) را برای انجام آزمایشها بر میگزیند .عملیات با انفجارهای مهیبی آغاز میشود و در نتیجه ارگانیسم (( مایر )) به بیرون از زمین راه می یابد و ....