داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«نوید» دانشجوی دکترا، با پدر خود زندگی میکند. او هر روز پدر را میبیند که به زیرزمین رفته و ساعتها در آنجا میماند و با چشمانی خیس از گریه، از زیرزمین خارج میشود. روزی پدر به اتفاق دوستان خود به مشهد میرود. نوید از فرصت استفاده میکند و با کنجکاوی به زیرزمین میرود، او در آنجا یک صندوقچه پیدا میکند که در آن عکس مرد جوانی به همراه یک رمان چاپنشده وجود دارد. رمان روایت عشقی بیسرانجام و با پایانی تلخ و غمناک از محمد و نیلوفر است که پدر در طول زندگیاش شاهد و ناظر زندگی آنها بوده است.