داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان، "عسل" دختر زیبایی است که دلداده پسرخالهاش "رضا"ست؛ اما پدرش موافق ازدواج آنها نیست و به اجبار عسل را به عقد مرد مسنی به نام "اسفندیار" درمیآورد. عسل چندی پس از ازدواج نسبت به رفتار نامتعادل همسرش و دوستان نابابش کنجکاو میشود. تا این که روزی دختری جوان به دیدن عسل میرود و خود را دختر اسفندیار معرفی میکند و....