داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب شامل سه داستان از "اکبر تبریزیان "است با این عناوین" :فرشتهای با بالهای خیس"، "آن خدا بیامرز "و "نوشخوار ."داستان نخست، مرحله گذار دختری است از کودکی تا "زن شدن "که طی آن راوی از فضای دوره کودکی، ویژگیهای روحی ـ روانی، سنت رایج خانوادگی و دوره بالندگی با همه فراز و فرود آن سخن میگوید .او در داستان همواره از پدر و خواهر خود ـ "لیا "ـ یاد میکند ; برای نمونه" :لیا بر عکس من مورد توجه و علاقه فامیل بود .وقتی دور هم جمع میشدیم به شوخی میگفتند لیا و بهروز مال هم هستند .خاله که همیشه خودش را از مدعیان سرسخت نشان میداد ورد زبانش بود "لیا فقط مال رضاست...."فقط لیا نبود که از جن میترسید خود من به مراتب وحشتی بیش از او داشتم، لیا فقط در شرایطی که من میآوردم میترسید، شرایطی که به شکل دیگر تکرار نمیشد، اما وحشت برای من مفهومی وسیعتر داشت ...تا آن زمان از هر مردی دوری میکردم، حتی از فکر کردن به پسری که در خیابان یا مهمانی دیده بودم احساس ناراحتی میکردم .و فراتر از آن ازدواج کردن به نظرم فقط برای دیگران بود، اما در مورد من حتی نمیتوانست ایجاد تداعی کند، چه رسد به آن که موجبی برای اندیشیدنم باشد ."