داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي کودکان نگاشته شده است. در اين داستان زاغي، گرگي و شغالي در خدمت سلطان جنگل، شير بودند. يک روز شتري از کاروان جا ماند و مشغول خوردن علف بود که نزديک شير رسيد و چون خود را در مقابل شير ديد ترسيد، ولي شير که تا آن زمان شتري نديده بود از او خوشش آمد، به او پيشنهاد داد تا در کنار او در رفاه و امنيت زندگي کند. شتري نيز خوشحال شد و پيشنهاد او را قبول کرد.