داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
گروه سنی "ج"، در این کتاب، داستان پادشاه مغروری را می خوانند که روزی از فراز برج بلندش دریا را می بیند و روز بعد با وزیر و چند تن از خدمتکاران تنومندش عازم دریا می شود؛ اما در راه با رودخانه ای خروشان مواجه می شوند که یارای گذشتن از آن را ندارند. پادشاه خدمتکاران و وزیرش را به کام مرگ می فرستد و خود نیز به خاطر ظلم و غرورش نابود می شود.