داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این قصه، "وحشت بزرگ" فرمانروایی است که در اقیانوس به انتظار صید انسانی آرمیده است و با کمک نوچههای خود یعنی دیو سیاه، آب، آتش، باد و ابرها مردم بیگناه را طعمه خود میسازد. دیو سیاه یک روز برای بردن جسد انسانهای مرده به سرزمین آنها میرود و نشانی از انسانها نمیبیند تنها رد پایی با لکههای خونین بر روی برفها میبیند، دیو سیاه رد پا را دنبال میکند و....