داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«سیمین» و خواهرش «سوسن» در یک مهمانی با «رضا» آشنا میشوند. پدر و مادر رضا در آن مهمانی دایم از اوضاع خانوادهشان و این که فرزندانشان بدون اجازة آنها حتی آب هم نمیخوردند حرف میزنند. اما رضا به سیمین علاقهمند میشود ولی جرات نمیکند از این علاقه حرفی بزند. تا این که پدر و مادرش او را برای ادامة تحصیل به آلمان میفرستند، ولی او درس را نیمهکاره رها میکند و برمیگردد. بعد از آن از سیمین خوستگاری و با وجود مخالفتهای شدید پدر و مادر با او ازدواج میکند. اما اتفاقاتی، زندگی آن دو را دچار حوادثی میکند که در ادامة داستان بازگو شده است.