داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «يک خرگوش کوچولوي خجالتي در جنگل زندگي ميکرد. خرگوش کوچولو بين تمام غذاهايي که در جنگل بود توت آبي را از همه بيشتر دوست داشت. براي همين اسمش توتي شده بود. آن روز يک روز آفتابي تابستان بود. براي توتي بهترين وقت سال بود. توتهاي آبي آماده و رسيده بودند و وقت خوردنشان بود. توتي براي يک صبحانه خوشمزه بيدار شد».