داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دیدید هیچ حسی بهتر از بیدار شدن وسط یک کابوس نیست! دقیقا همان سه یا چهار ثانیه اولش که میفهمید همه چیز خواب و سرابه، حال کسی را دارید که دوباره از شکم مادرش متولد شده. یک حس سبکی همه وجودتان را دربرمیگیرد، جز اینکه خدای خودتان را شکر کنید کاری به ذهنتان نمیرسد. اما وضعیت راوی این داستان کمی فرق میکند، جنس کابوساش هم همینطور. الان نمیداند بخوابد و یا خداخدا کند و رها شود توی خلسهی چرخزدنش یا که مثل بقیه شروع کند به شکر کردن اینکه بیدار شده است و کابوساش تمام شده است. کابوسی که به شدت واقعی به نظر میرسد و یاد و خاطرش تا مدتها ذهنش را درگیر خودش میکند اما... .