داستانهای مذهبی - قرن 14 محمد(ص)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11 ق. - داستان
داستانهای مذهبی - قرن 14 محمد(ص)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11 ق. - داستان
گرگی در نزدیکی روستایی کوچک زندگی میکرد و هر روز با حیله و نیرنگ گوسفندان روستاییان را میدرید. بنابراین مردم روستا نزد حکیمی رفتند و چارهجویی کردند. حکیم که عمو «سعید» نام داشت به آنها آموخت که سگهایشان را تعلیم دهند تا به هنگام دیدن گرگ پارس کنند و شبها جلوی درب خانه مشعلی روشن کنند، زیرا گرگها از آتش میترسند. پس از آن گرگ دیگر نمیتوانست از گوسفندان مردم روستا شکار کند. پس در یکی از روزها حیلهای به کار برد و با کشتن سگ گله توانست گوسفندی شکار کند. همان دم چوپان از خواب برخاست و ناگهان گرگ با حکمت خداوند به سخن آمد و به چوپان هشدار داد که نباید روزیاش را بازمیداشت. کودکان و نوجوانان در این کتاب میآموزند که روزی هرکس به اندازة تلاش و کوشش او از جانب خداوند خواهد رسید.