داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني خواندني و سراسر هيجان است که در آن جواني بلندقامت و شيکپوش و زيبا، هر شب به دزدي ميرود. شبي يک قاب عکس نقرهاي را از خانهاي مي دزد. در قاب، تصوير دختري رؤيايي است. اين قاب عکس، زندگي جوان قصه را دگرگون ميسازد و سبب ميشود مرد پي به ذات نيکوي درون خود ببرد. در داستان ميخوانيم:«سايهاي، بر روي ديوار لغزيد و آنگاه، صداي افتادن جسمي سنگين، به تاريکي شب، ضربه زد و سپس سکوت بر دروديوار آرامش داد».