داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی است که در آن دختری دل به پسری داده است، درحالیکه پسر دل درگرو عشق خواهر دختر دارد. دختر سایهوار به دنبالش روان میشود. همهمهای عاشقانه، در سر دختر میپیچد و چه هولناک است آن زمان که دختری زیبا دل از کف بدهد و معشوق به او بیاعتنا باشد. آنگاه است که گدایی عشق آغاز میشود و ماجراها میآفریند و فاجعهای دختر را به عشق پسر دلخواهش میرساند. در داستان میخوانیم: ««حمید»، با آرامشی که در خود احساس میکرد، خیابان خاکی، اما پر درخت و گل را که به سر پل، محل گردش عصرانه ییلاقنشینان «میگون» میرسید، طی کرد».