داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان درباره پسری به نام شهاب" است که به هنگام خدمت سربازی در شمال با دختری به نام "نسترن" آشنا شده، این آشنایی منجر به ازدواج آن دو می شود؛ اما پدر نسترن که با این ازدواج مخالف است، پرونده ای علیه شهاب فراهم می آورد که باعث زندانی شدن او می شود. از طرفی نسترن به دلیل بیماری سرطان خون از دنیا می رود و سرپرستی دو فرزندش را "منصوره" _ خواهر شهاب _ عهده دار می شود. شهاب بعد از مرگ نسترن دوباره ازدواج می کند و زندگی اش را از سر می گیرد.