داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
پریسا وقتی پدر و مادر خود را در تصادفی از دست میدهد، به پروشگاه برده میشود. زن و مردی ثروتمند با وجود داشتن دو پسر و با آرزوی داشتن دختری، او را به فرزندی قبول میکنند. او در رشتة روانشناسی به تحصیل میپردازد و در همین حین، فریب رضا، فردی که دارای زن و فرزند است، میخورد و با ازدواج با رضا حمایت خانواده را از دست میدهد. بعد از مدتی، خلافکاری رضا ثابت میشود و او روانة زندان میشود. پریسا طلاق میگیرد. او برای تامین مخارج زندگی در مطبی مشغول کار میشود و در زیرزمین خانم دکتر زندگی میکند. در همین حین، همسر دکتر به نام علی او را دعوت به کار در شرکت مهندسیاش میکند و پریسا پیشنهاد او را قبول میکند این پیشنهاد سرنوشت او را طور دیگری رقم میزند.