داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
خواهر و برادر آرزو میکنند مانند فیلمی که دیدهاند، به گذشته بازگردند. آنها بر روی حباب چراغ دست میگذراند و آرزو میکنند به گذشته بروند. اما وقتی چشم باز میکنند، خود را در آینده میبینند. آنها از دیدن آن همه زیبایی به وجد میآیند. در این هنگام دستگاهی را میبینند که خانههای قدیمی را میمکد و دستگاه دیگری چیزهای جدیدی را جایگزین خانههای قدیمی میکند. خواهر و برادر که نمیخواهند خانهی خویش را از دست دهند. آرزو میکنند به زمان خویش بازگردند. وقتی چشم باز میکنند اوضاع به حالت عادی بازگشته است. خواهر اعتراف میکند که بار نخست در دلش آرزو کرده است که به آینده برود نه به گذشته. برادر نیز اعتراف میکند که آرزویش همین بوده است.