داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
آیت اتیسم دارد. پدر اما هنوز با این مسئله کنار نیامده و حتی اجازه نداده آیت از آموزشهای بچههای خاص استفاده کند. مادر ۴ سالی است که آنها را ترک کرده و از آن به بعد، بیشتر معلولیت آیت به عهدهی یلدا، خواهر ۱۶ سالهاش است که فقط یک سال از او بزرگتر است، گذاشته شده است؛ اما این مسئولیت باعث میشود که یلدا مجبور شود از فعالیتهای مورد علاقهاش محروم شود. وقتی آیت بر اثر یک حادثه دارالتأدیب میافتد، یلدا متوجه بسیاری از مسائل میشود و از همه مهمتر، راز بزرگ زندگیشان است که پدر و مادر سالهاست از پنهان کردهاند.