داستانهای اجتماعی داستانهای کوتاه
داستانهای اجتماعی داستانهای کوتاه
«شیرینپلو خانم» زنی بود که همسرش به خاطر دستپخت خوبش در تهیة شیرینپلو، او را به این نام صدا میزد. یک روز او از شیرینپلو خانم خواست تا برای ناهار شیرینپلو درست کند. اما چیزی از رفتن مرد نگذشته بود که زن همسایه با اصرار، او را برای خرید از حراجی بیرون برد و تا ظهر با هم خرید کردند. شیرینپلو خانم وقتی به خانه رسید ناگهان به یاد آورد که غذا درست نکرده و تا دقایقی بعد همسرش از راه میرسد. برای همین خود را در دیگ آشپزی انداخت تا پخته شد، همسرش هم با وجود این که او را در خانه ندیده بود، غذا را مفصل خورد و در دل از او تشکر کرد. مجموعة حاضر مشتمل بر داستانهای کوتاهی برای گروه سنی «ب» است. از جملة این داستانها میتوان به عمهخانم خوشخنده، کوتولههای دارچینی، آش کشک خالته، و عروسخانم بامیه اشاره نمود. داستان مذکور «شیرینپلو خانم» نام دارد.