افسانههای عامه داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
افسانههای عامه داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
در برکهای زیبا مرغ ماهیخواری که پیر و ناتوان شده بود، تصمیم گرفت برای شکار ماهیها نقشهای بکشد. او با خبر دروغ آمدن صیادان به برکه برای صید ماهی، ماهیان را به وحشت انداخت. آنگاه به آنها قول داد که هر روز چندتایی از آنها را به برکه جدید ببرد، اما در راه همة آنها را میخورد. روزها گذشت و نوبت خرچنگ رسید، او در راه متوجة اسکلت ماهیهای مرده شد و به نیرنگ مرغ ماهیخوار پی برد. بنابراین گلوی او را گرفت و مرغ ماهیخوار از آسمان بر روی تپه افتاد و خرچنگ هم با قلبی غمگین نزد دیگر ماهیها بازگشت و ماجرا را بازگو کرد. این کتاب اقتباسی است از یکی از داستانهای «کلیله و دمنه» که در قالب شعر برای گروه سنی «ب» و «ج» به چاپ رسیده است.