داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
دختر 34 سالة آبلهروی، برای پوشاندن کچلی خود کلاهگیس میگذاشت. او با پدر، مادر و برادرش زندگی میکند و تاکنون با مردی به جز پدر و برادرش معاشرت نداشته است. به همین دلیل وقتی که مردی با معرفی برادرش برای ازدواج پا پیش میگذارد، فورا تصمیم به ازدواج میگیرد. او در تمام لحظات فکر میکند که مرد از موضوع کلاهگیس خبر ندارد، اما هنگام عقد مرد به او میفهماند که از ماجرا مطلع است. در زندگی مشترک، مرد ابتدا خود را دوستدار زن نشان میدهد، اما بر اثر دخالتهای مادر و خواهرش تغییر رفتار نشان میدهد. زن که در خانة مرد چون کلفتی زندگی میکند، همراه مرد به خانة پدری برده و طلاق او صادر میشود. زن که زندگی خود را تباه شده و بدتر از گذشته میبیند، تصمیم به ترک خانة پدری میگیرد. در این کتاب داستانهای دیگری با عنوانهای سمنوپزان، خانم نزهت الدوله، دفترچة بیمه، عکاس با معرفت، خداداد خان، دزدزده، جاپا، و مسلول اثر جلال آل احمد به نگارش درآمده است.