داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"محمدتقی" پس ازمرگ پدر به همراه مادر و خوهران و برادران خود راهی منزل عمو میشود. عمو نیز که از وضعیت بد زندگی آنها مطلع است با روی خوش، از آنها پذیرایی کرده و به محمدتقی مبلغی پول میدهد تا بتواند با آن به کاری مشغول شود. محمدتقی، سرانجام در یک بنگاه املاک مشغول به کار شده و ازدواج میکند. رفتهرفته، عشق به کسب ثروت چنان در دلش جای میگیرد که حتی در فکر حلال و حرام خویش نیست. محمدتقی سرانجام به عذابی نامریی (ابتلا به بیماریهای مختلف) دچار شده و همسر و فرزندانش نیز عاقبتی بهتر از او نمییابند. این داستان، تصویری است از کسانی که در دنیا هدفی جز کسب ثروت ندارند، اما سرانجام به عذاب نامریی دچار شده و نتیجهی یک عمر زحمات آنها نصیب دیگران میشود.